سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى

13

روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )

از ناخوشى نموده . نوشته بودند در گوشه‌وكنار شكار مىنمايد . نمىدانم تا كى خيال ماندن را دارد . گذشته [ 14 ] ازين مرض امراض ديگر هم هست كه مهلك است . از قرار تقرير اهالى كن و حصارك و خودم هم ديدم ، مىگفتند در كن يك شب مثل آنكه نورباران و يا شهاب كه [ از ] آسمان بيايد چيز بزرگ روشن سفيدى از آسمان در كن آمد و فرداى آن روز مرض مشهور شيوع به هم رسانيد . در حصارك هم به همين قسم نقل نمودند . در شهر هم قبل ازين واقعه يكى دو سه مرتبه در بعضى اماكن و محلات ديدند . ظن به نورباران نمودند . بعد مرض و با شيوع به هم رسانيد و بنده خودم هم كه در وسك بودم شبها مىديدم كه بعضى از نقاط و دهات شهاب ثاقب مىبارد . هرشب يك محوطه [ را ] احاطه مىكرد و مىگرفت و اين مسئله اسباب شبهه و غيره اهل كن و غيره شده بود تا آنكه شبى در طرف سولقان اين روشنايى نمودار شد . اتفاقا من هم ديدم . فرداى آن روز يك نفر از كن رفت به تحقيق اين مسئله . ديد كه مرض و با پيدا شده ! تحقيق نموده بود چند روزست كه هست ! گفتند امروز اولش است . هرچند اين فقره را هركس بخواند بندهء احقر را تمسخر خواهد نمود و به قاعدهء هيأتى رد خواهد نمود و خواهد گفت كه اين شهب‌ها در اكثر اوقات به زير خواهد آمد و ديده‌اند كه سنگ معدنى از فلزات و غيره به واسطهء احتراق بعضى از كروات به كرهء ما مىآيد و روشنايى و گرمى او به واسطهء سرعت حركت و فشار هواست . بنده خودم در گلباغ سوادكوه در نيم ساعت به غروب در حالتى كه مه هوا و زمين را تيره و تار داشت يك‌مرتبه ديدم هوا روشن گشت . نظر به بالا نمودم به فاصلهء بيست ذرع ، روشنايى مدور درخشنده‌اى را ديدم كه بسرعت مىرود و دم مىكشد . در درهء روبه‌رو به كوه فرود آمد و صداى [ 15 ] مهيبى نمود . ولى اين روشنايى ، آن قسم نبود . عالم را روشن مىنمود و يك محوطهء وسيعى را مىگرفت و يك‌مرتبه از بالا نزول به ارض و محوطهء معين مىنمود . مثل آن بود كه يك‌مرتبه جايى محترق شود و مشتعل گردد . [ 20 جمادى الثانيه 1322 ] - بارى روز بيستم جمادى الثانى كه دهم ماه سنبله